تبلیغات
انجمن هنرمندان ایرانی
انجمن هنرمندان ایرانی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. بیان مسئله پژوهش شامل: تعریف مختصر از موضوع مورد بحث تحقیق و بیان وسعت ،شدت و بار مسئله تحقیق (می بایستی مستند باشد)، ذکر نیازهای مرتبط با مسئله و ابعاد مسئله ¬آمیز آن، عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر مسئله و پیامدهای حاصل از مشکل و اقداماتی که در حال حاضر برای حل مشکل انجام می شود و تفاوت آن با اقدامات قبلی می پردازد.

2. بیان مسئله باید کوتاه و مختصر و کامل باشد ، با عنوان تطبیق داشته باشد ، از ارائه جدول و نمودار خودداری شود ، بیان احساسات ، مطالب بدیهی، کلی¬ گویی و تکرار مطلب و همچنین مقدمه چینی برای بیان مسئله لازم نیست و مطالب همراه با منابع ذکر شود.

3. اصطلاحات و مفاهیم اختصاصى و تخصصّى باید تعریف شود. اصولاً هر مسئله تحقیقى و هر موضوعى به دلیل وابستگى به حوزهٔ خاص معرفتى داراى واژگان و اصطلاحات و مفاهیمى تخصصّى و اختصاصى است که محقق باید آنها را تعریف کند تا خواننده در ابهام و سردرگمى باقى نماند. بعلاوه محقق باید باور کند که خیلى از مفاهیمى را که او مى‌داند و اختصاصى اوست ممکن است دیگران - حتى هم‌رشته‌اى‌هایش - ندانند؛ باید مسئله را از زاویه دید دیگران ببیند و اصطلاحات و مفاهیم نامأنوس یا مبهم را تعریف نماید.

4. وظیفه محقق در این قسمت ارائه مطالبی است تا بدان وسیله گروه آموزشی ویا پژوهشی تصمیم گیرنده جهت پذیرش موضوع تحقیق را متقاعد سازد که موضوع انتخاب شده از اهمیت و کفایت لازم برای انجام تحقیق برخورداراست.

5. برای بیان مساله تحقیق باید به نكات زیر توجه نمود و سعی کرد تا به شیوه ای مناسب  موارد زیر در متن آورده شود:

 اطلاعات زمینه ای در مورد موضوع مورد مطالعه

توصیف دقیق مسأله 

نحوه بروز یا وقوع

وسعت و شدت مساله و عوارض ناشی از آن در جامعه

عوامل دخیل در بروز مسأله

نحوه برخورد فعلی با مساله

آنچه درمورد راه حل مساله می اندیشید

 فواید پژوهش و نتایجی  که از حل مشكل انتظار می رود

6. محقق باید موضوع تحقیق خود را به یک مساله قابل برررسی و پژوهش تبدیل نماید، تا از این طریق هم خود و هم دیگران بدانند که او دقیقا به دنبال بررسی چه مساله ای می باشد. وجود مساله ای که دارای ارزش پژوهش کردن باشد، نقطه ی آغاز هر پژوهش علمی و هر مقاله ای است.

7. قاعده کلی برای تعریف مساله و موضوع تحقیق این است که کلیه پرسش های زیر به روشنی و وضوح پاسخ داده شود :

چه کسی؟ تحقیق در مورد چه کسانی انجام می شود؟ یا چه کسانی مورد تحقیق قرار می گیرند؟

چه متغیر یا متغیرهایی؟ مطالعه در باره چه متغیر یا متغیرهایی است؟ یا چه عواملی مورد تحقیق قرار می گیرد؟

چگونه؟ تحقیق چگونه انجام می شود؟ آیا ارتباط بین دو یا چند متغیر را تعیین می کند؟

کجا؟ تحقیق در چه مکانی و یا در چه محیط و محدوده ای انجام خواهد گرفت؟

چه وقت؟ تحقیق در چه دوره، سال و زمانی انجام می شود؟

8. مسئله ، مشکلی است که محقق قصد دارد راه حلی مناسب ومنطقی برای برطرف کردن آن پیدا کند، بعبارت دیگر ، او در این مرحله چون یک نقاش ، طرح کلی خویش را ترسیم کرده است و برای فهماندن آن به دیگران نیازمند برجسته کردن ویژگیهای و جزئیات آن می باشد.

9. بهطور کلی یک بیان خوب مسله باید اطلاعات زیرا را منعکس نماید:

- در ابتدا با یک بیان کلی شروع شود،

- سابقه تاریخی موضوع مورد مطالعه یا مسله

- توصیف و تشریح موضوع یا مساله

- نقد وبررسی اجمالی نظریه در رابطه با موضوع،

- نگاهی اجمالی بر تحقیقاتی که قبلاً در این زمینه بعمل آمده

- ارائه شواهد مبنی براینکه که در جامعه مورد نظر او مساله وجود دارد، (علل و عوامل بروز) و لازم است در این زمینه مساله مورد نظر تحقیق شود،نشانه ها باید مستدل باشد

- تعیین محدوده زمانی،مکانی  و اهمیت مساله یا مشکل در جامعه مورد مطالعه و بیان پیامدهای مساله در محدوده.

-  طرح سئوالات اصلی که محقق پس ازاجرای تحقیق به آنها پاسخ خواهد داد.

- ارائه مطالبی مبنی بر اینکه تحقیقات قبلی و احتمالاً ناکافی بودن پژوهش های انجام شده و پیامدهای مساله.

10. در توصیف مساله باید به چه سوالاتی بپردازیم؟ در توصیف مساله می توان به ابعاد مختلفی از مساله پرداخت که از آن جمله می توان به مقدار (کمّیت) مساله، چگونگی (کیفیت) مساله و زمان و مکان مساله اشاره نمود. این سوالات اگر به تفکیک متغیرهای زمینه ای دیگر ارائه شود می تواند بیانگر وسعت دامنه تحقیق نیز باشد.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1.  یكی از کارهای ضروری در هر پژوهشی، مطالعه منابع مربوط به موضوع تحقیق است؛ زیرا سرچشمه علوم را می‌توان در پیشینه آنها کاوش کرد.

2. مطالعه منابع، باید هم از منابعی باشد که به طور مستقیم، در رابطه با موضوع تحقیق می‏باشند و هم از منابعی باشند که به صورت غیرمستقیم با آن موضوع، ارتباط دارند.

3. پیشینه تحقیق که در بسیاری از موارد، تحت عنوان «ادبیات تحقیق» و «سابقه تحقیق» از آن یاد می‏شود، به تمام منابعی گفته می‌شود که با موضوع مورد بررسی و هدف‌های آن، ارتباط دارند و محقق به آنها مراجعه می‏کند.

4. هر گونه نظریه، قانون و بررسی قبلی درباره موضوع پژوهش را می‏توان جزء پیشینه آن منظور داشت.

5. تمام مطالعاتی که فرض‌ها و بدیهیات و خاستگاه تحقیق را به وجود آورده‌اند، جزء پیشینه تحقیق محسوب می‏شوند.

6. درباره اهمیت پیشینه، همین اندازه کافی است که از روی تعداد پیشینه‏هایی که محقق به آنها مراجعه می‏کند، می‏توان به مطالعات زمینه و نیز تأمل او درباره موضوع مورد بررسی، پی برد. چه بسیار پژوهش‌هایی که اگر به حد کافی به بررسی‏های پیشینه مراجعه می‏کردند، دیگر لزومی ‏برای انجام آنها پیدا نمی‏شد.

7. مطالعه منابع، به محقق کمک می‏کند تا دریابد تا کنون چه کارهایی انجام شده و چه کارهایی باید دنبال شود یا آن که چه کارهایی ناتمام مانده که باید کامل شوند.

8. ضمن این که مطالعه منابع، می‏تواند به عنوان نقطه شروع کار محققان مطرح باشد و در واقع، کار محققان، توسعه کارهای گذشتگان است.

9. ارتباط دادن تحقیق با مطالعاتی که در همان زمینه توسط دیگران انجام یافته است؛ زیرا از این طریق، مطالعه پژوهشی از وضعیت انتزاعی بیرون آمده، نسبت به پژوهش‌های موجود در همان زمینه، جنبه تکمیلی پیدا می‏کند و به عبارت دیگر، تحقیق با تلاش‌های علمی‏ دیگر، پیوند حاصل می‏کند.

10. متداول‌ترین روش در پیشینه‌یابی پژوهش، آن است که کلیدواژه‏های موضوع مورد بررسی را استخراج کرده، آنها را به بانک‌های اطلاعاتی بدهیم؛ تا از مطالعاتی که پیش از آن درباره موضوع مورد نظر به عمل آمده و در شبکه موجود است، اطلاع حاصل کنیم. همچنین با مراجعه به فهرست منابع کتاب‌های مرتبط با موضوع مورد بررسی، می‏توان از مطالعات متعدد قبلی در این موضوع آگاه شد.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 مرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. هدف از نگارش مقدمه ایجاد پیش زمینه لازم برای خواننده جهت ورود به متن اصلی پایان نامه است. در طول مقدمه باید سعی شود موضوع تحقیق با زبانی روشن، ساده و بگونه ای عمیق و جهت یافته به خواننده معرفی شود. مقدمه باید خواننده را مجذوب و اهمیت موضوع تحقیق را آشكار سازد.

2. در مقدمه باید با ارائه سوابق، شواهد تحقیقی و اطلاعات موجود (با ذكر مرجع) به روش منظم، منطقی و هدفدار خواننده را به سوی راه حل موردنظر هدایت كرد. مقدمه مناسب ترین مكان برای ارائه اختصارات و برخی توضیحات كلی است كه شاید نتوان در مباحث دیگر در مورد آن ها توضیح داد. 

3. نوشتن مطالب بسیار خودمانی، احساسی و عامیانه در پژوهش از اعتبار كار شما كم می كند حتی در مقدمه.

4. مطالب نوشته شده نباید به صورت اول شخص باشد:مثال:من در این تحقیق به این موضوع پرداختم!!

5. كلیه صفحات پایان نامه باید بدون حاشیه یا قاب باشد (صفحات پیوست استثنا است)

6. غلط های املایی بسیار در کار دانشجو وجود دارد، زیرا دانشجو حداقل یکبار کار خود را مطالعه نمی کند تا ببیند کدام کلمات غلط هستند و کدام جملات مبهم و ......

7. درست است که فهرست منابع را در پایان می آورید اما از همان ابتدا که مطالبی یادداشت می کنید،لازم است مشخصات کامل منبع را نیز یادداشت کنید.

8. لازم است نویسنده از واژه های فارسی در متن پایان نامه استفاده نماید. 

9. در صورت امكان باید از استفاده از صفحات بزرگتر از صفحات پایان نامه خودداری شود و آن ها را از طریق كپی مخصوص كوچك نمود. درصورت اجتناب ناپذیر بودن استفاده از اینگونه صفحات، باید با دقت آن صفحه را در داخل پایان نامه تا نمود بگونه ای كه لبه آن از دیگر صفحات بیرون نزند.

10. صفحه متبرك به نام خداوند (بسم ا...): این صفحه باید بگونه ای ساده صفحه آرایی گردد و از بكاربردن كادر یا تزئینات اضافی خودداری شود. 




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. تذهیب را می توان مجموعه ای از نقشهای بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتابهای مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُـنگهای هنری و قطعه های زیبای خط به کار می برند.

2. لغت تذهیب واژه‌ای عربی است و مصدری از «ذهب» در باب تفعیل است. ذهب به معنای طلاست و تذهیب به معنای طلاکاری و زراندود کردن است از طرفی رنگ طلایی در هنر تذهیب به‌عنوان رنگ درخشانی است که ارزش ویژه‌ای دارد برای همین تذهیب را زرگرفتن و طلا کاری دانسته‌اند.

3. تذهیب، همچون نقاشی، دارای مکتبها و دوره های خاصی است؛ چنانکه می توان از مکاتب سلجوقی، بخارا، تیموری، صفوی و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت.

4. می توان گفت تذهیبهای دوره های مختلف، بیان کننده حالات و روحیات آن دوره ها هستند: تذهیب سده  چهارم ه.ق ساده و بی پیرایه، سده های پنجم و ششم ه.ق متین و منسجم، سده هشتم ه.ق پرشکوه ونیرومند و سده های نهم و دهم ه.ق ظریف و تجملی هستند.

5. در واقع، هنر تذهیب ایران در دنیا یگانه است. در اروپا، به نوعی از آذین و آرایش، تذهیب می گویند و تذهیب ایرانی را با آن مقایسه می کنند؛ اما تذهیب اروپایی با تذهیب به شیوه ایرانی، به طور کلی، فرق دارد. آذینهای تذهیب اروپایی از ساقه ی درختی مانند مو و برگهای رنگین تشکیل شده است و در کنار آنها، گاهی پرندگان، حیوانها، صورتهای مختلف انسان و مناظر طبیعی را می توان دید.

6. پیشینه آذین و تذهیب در هنر کتاب آرایی ایران، به دوره ساسانی می رسد.   این هنر از دوران ساسانیان به صورت گچبری‌های دیوار و حتی پیش از آن به صورت نقوش روی سفالینه وجود داشته‌است. که بعد از اسلام این نقوش و حجاری‌ها وارد کتاب‌ها می‌شود و بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

7. از طرز تذهیب و آرایش قرآن هائی که قبل از قرن سوم هجری تدوین شده اطلاع چندانی در دست نیست. اصولاً درباره هنر نقاشی و مذهب کاری در قرون اولیه اسلام اطلاع زیادی در دست نیست.

8. قرآنها نفیس غالباً به دستور پادشاهان و سرداران وقت تهیه می‌شد و هنرمندان سعی می‌کردند آنرا که بطرز بسیار عالی آرایش کنند.

9. در تذهیب، به مانند هر هنر دیگر واژگانی وجود دارد که برای یک تذهیب آموز، آگاهی بر آن واژگان ضروری است.

10. استادان تذهیب این مجموعه های زیبا را در جای جای کتابها به کار می گیرند تا صفحه های زرین ادبیات جاودان و متون مذهبی سرزمین خود را زیبایی دیداری ببخشند. بدین ترتیب است که  کناره ها و اطراف صفحه ها، با طرحهایی از شاخه ها و بندهای اسلیمی، ساقه، گلها و برگهای ختایی، شاخه های اسلیمی و گلهای ختایی و یا بندهای اسلیمی و ختایی و ... مزین می شوند.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. تشعیرسازی یا تشعیر اندازی روشی در نگارگری کتاب و مرقع است.

2. در این روش نگارگر حاشیه صفحه‌ها را با نقش مایه‌هایی از حیوان، مرغ، گل و گیاه می‌آراید. طرح ها و نگاره های غالب در ساختن تشعیر، بیشتر صخره سنگ ها،حرکات ابر و باد، درختان متنوع،حیوانات خیالی و افسانه ای مانند سیمرغ واژدها، حیوانات وحشی در حال جست و خیز، پرندگان و حیوانات کوچک با قلم اندازی های استادان و استفاده بی دریغ از طلای ناب است.

3. تشعیرسازی از اواخر سده نهم (سده پانزده میلادی) و اوایل سده دهم (شانزده میلادی) در ایران رواج پیدا کرد.

4. تشعیر به همراه تذهیب، برای تزئین حواشی بزرگتر در کتب خطی، شاید تحت تأثیر نقاشی چینی، از دوران تیموریان در ایران مرسوم گردید.

5. تشعیر از شَعْر (مو) گرفته شده است و به نقوش بسیار ریز از گیاه و پرنده و درخت اطلاق می شود. از آنجا که طراحی تشعیر که در اصل طراحی حیوانات و منظره و اقسام آن است، اغلب با طلا و به وسیله قلم موهای بسیار ظریف انجام می گرفته است، ظرافت خطوط را به مو تشبیه کرده اند.

6. این نوع طراحى زیبا و ظریف براى زیبا کردن و صفحه‌‌آرایى کتاب‌ها به‌کار مى‌رفته و بیشتر با رنگ طلایى و گاه از دو تا سه رنگ همراه طلا استفاده مى‌شده است.

7. در واقع تشعیر نوعی تزئین نسخ خطی است که در حاشیه نسخ یا مرقعات، معمولا با یک یا دو و حتی با سه رنگ طلا انجام می گیرد.

8. نگارگران ایرانی اغلب این نقش مایه‌ها را با رنگ طلایی بر پس‌زمینه لاجوردی می‌کشیدند.

9. نمونهٔ ممتاز آن در قطعات مرقّع گلشن موجود در موزه هنرهاى تزئینى است.

10. از میرک نقاش می‌توان به عنوان یکی از استادان و پیشگامان تشعیرسازی در ایران نام برد. 




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. مکتب تبریز اول یا مکتب مغول (قرون ۷ و ۸ ه. ق.) اولین مکتب نگارگری ایرانی است که در تبریز پایه‌ریزی شده و به همین دلیل آن را مکتب تبریز نامیده‌اند.

2. این مکتب مصادف با حکومت ایلخانان مغول در ایران است که مرکز خود را تبریز قرار دادند.

3. مکتب تبریز در دوره ایلخانان، بیشتر با عنوان سبک مغولی و گاه سبک رشیدیه معرفی شده است.

4. از آثار این مکتب می‌توانیم به منافع الحیوان ابن بختیشوع (۶۹۵ ه.ق)، جامع التواریخ رشیدی (۷۱۴ ه.ق) و شاهنامه دموت (ابوسعیدی) (۷۳۱-۷۳۷ ه.ق) به خط نسخ اشاره کنیم. بیشتر این کتاب‌ها درربع رشیدی تهیه شدند. رشیدالدین، جامع التواریخ، مکتب ایلخانی، کتابخانه دانشگاه ادینبورو، جلوس سلطان لهراسب در بلخ، آثاری هستند که در مکتب تبریز خلق شده‌اند.

5. از محصولات دیگر کارگاه‌های تبریز، شاهنامه دموت است که نگاره‌های آن توسط چند نقاش اجرا شده است و هم اکنون تنها چند تصویر پراکنده از آن باقی است. در نگاره‌های شاهنامهٔ دموت سنت‌های ایرانی و بین‌النهرینی پیش از مغول با سنت‌های خاور دور آمیخته شده‌اند. تصویرگران شاهنامه دموت تمایلی به نشان دادن حالات عاطفی انسان و تجسم حجم و عمق نشان می‌دهند که در سنت نقاشی ایرانی بی‌سابقه است. شاهنامهٔ دموت را می‌توان نقطهٔ اوج پیشرفت نقاشی عهد ایلخانی دانست.

6. تصاویر یک نسخه مصور کلیله و دمنه نمونه دیگری از آثار مکتب تبریز است که در آن عناصر منظره طبیعی تنوع قابل ملاحظه‌ای یافته‌اند.

7. این مکتب، دوره آغاز ورود عناصر چینی به حوزه‌ی نگارگری ایرانی به حساب می‌آید. در این دوره تأثیر نقاشی چینی بر روی نگارگران ایرانی واضح است.

8. چهره‌ها، نحوه نمایش طبیعت مثلاً ترسیم تنه پیچیده و گره‌دار درختان و صخره‌های تیز و دشت‌های بریده و ابرهای مواج، مراعات نسبت‌ها، دقت در رسم گیاهان و اعضای بدن حیوانات، و تحرک و جنبش بیشتر در نمایش صحنه‌ها به جای آرامش و سکون موجود در نقاشی سنّتی ایرانی در این مکتب دیده می‌شوند.

9. از سوی دیگر، استفاده از نقوش تزیینی هنر ایرانی مانند نقوش هندسی کاشی‌کاری، و اعتبار بخشیدن به معماری ایرانی به عنوان اصلی‌ترین جانمایه کار و بازنمایی روح ملی، تقلید صرف از هنر چینی را نفی می کند.

10. از نگارگران این دوره می توان از احمدِ موسی، امیر دولتیار، مولانا ولی‌الله و محمدعلی توسی کاتب نام برد.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. این شیوه بیشتر از تلفیق ویژگی‌های هنر نقاشی سنتی ایرانی با عناصر و شیوه‌های از نقاشی اروپایی شکل گرفت. هرچند آثاری نزدیک به این شیوه از دوره صفویدر ایران تاحدی مرسوم بود و «فرنگی سازی» نامیده می‌شد، اما ابتدا در دوره زند و در ادامه آن در دوره قاجار شکل مشخص خود را یافت.

2. پرورش هنر نقاشی بیشتر وابسته به دربار بود و شاهان و شاهزادگان مهمترین سفارش دهندگان آثار هنری و تنها حامیان هنر بوده‌اند.

3. در روزگار فتحعلی شاه سبک «دیوار نگاری» شروع شد. دیوار نگاره‌هایی زیبا از آقا محمدخان و فتحعلی شاه در کرج، در خرابه‌های «کوشکی» در نزدیکی مدرسه جدید کشاورزی به خوبی یادآور نقاشی دوره قاجار است.

4. آغاز شیوه نقاشی دوران قاجار را باید در دوران افشار و زند جستجو کرد. اما به سبب کوتاه بودن این دو دوره و ناآرامی‌های مختلف سیاسی و اجتماعی آثار چندانی از دروران‌های افشار و زند بر جای نمانده‌است.

5. در زمان فتحعلی‌شاه شرایط برای تجدید حیات هنر درباری مناسب بود. شاه قاجار شماری از برجسته‌ترین هنرمندان را در پایتخت (تهران) گرد آورد، وآنها را به کار نقاشی پرده‌های بزرگ اندازه برای نصب در کاخ‌های نوساخته گماشت.

6. نخستین سال‌های فرمانروایی فتحعلی‌شاه همزمان با جنگ‌های ناپلئون در اروپا بود و کشمکشی سیاسی میان انگلستان و فرانسه در دربار ایران جریان داشت (که به پیروزی انگلیسی‌ها انجامید، زیرا هدایای گرانبهاتری با خود آوردند). فتحعلی‌شاه نیز در ضمن برقراری رابطهٔ سیاسی، در گیر جنگ با روسها شد. هیچ گاه پیش از این چنین تماس نزدیک و پیوسته‌ای میان ایران و قدرت‌های اروپایی برقرار نشده بود. دیپلمات‌ها و مأموران اروپایی در تهران استقرار یافتند و مسافران فرنگی، دسته دسته، سراسر قلمرو شاه را زیر پا گذاشتند. بیشتر اطلاعات دست اول ما دربارهٔ نقاشی این دوره بر پایهٔ گزارش‌های این گردشگران استوار است.

7. نقاشی دوره قاجار که از اول قرن نوزدهم میلادی شروع می‌شود و تا اوائل قرن بیستم ادامه می‌یابد را می‌توان به دو دوره کلی تقسیم کرد: از آغاز تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه که نقاشان در این دوره مواردی از نقاشی خارجی را که به مذاقشان خوش می‌آمد، انتخاب و آن را در سنت خود ادغام کردند که تلفیق شیوه‌های نو و کهنه منجر به شیوه نقاشی متمایزی شد که کاملاً ایرانی بود؛ و دوره دوم مقارن با سلطنت ناصرالدین شاه و پس از او که در این دوره روز به روز محدویت هنر درباری آشکار تر و محسوس تر می‌شد و نقاشی رسمی و کلاسیک نیازهای فرهنگی و هنری زمان را برآورده نمی کرد.

8. پرتره کشیدن خاصه بسیار مورد توجه قرار گرفت. تنها از فتحعلی‌شاه تعداد بیست پرتره باقی مانده است.

9. ترکیب بندی و آرایش آثار دوره قاجار، تاْثیرپذیری از هنر نقاشی اروپایی را آشکار می‌سازد. علم پرسپکتیو نمودی رنسانسی، به ویژه ایتالیایی، دارد؛ نقش و نگار پارچه اغلب پارچه‌ها در نقاشی‌ها از نمو نه‌های قرن هجدهم فرانسوی است؛ شیوه اجرای همانندسازی با بافت‌های طبیعی در این آثار به وفور دیده می‌شود که سعی در بازنمایی مشابه عین خارجی آن دارد. این بازنمایی در نقاشی از چهره نگاری به اوج ظهور می‌رسد.

10. از موضوعات پر اهمیت نقاشی دوره قاجار چهره‌نگاری است که برای نصب در اماکن رسمی و دولتی پرداخته می‌شد. به عنوان مثال نقش چهره، در حالت نشسته روی صندلی، ایستاده تمام قد، دو زانو در حالت نشسته با پشتی و مانند آنها. البته این نقاشی‌ها ویژهٔ پادشاهان قاجار، شاهزادگان، وزرا و دیگر وابستگان به دربار است. در این چهره‌پردازی‌ها پرداختن به جزئیات چهره و نیز توصیف شخصیت در درجه اول اهمیت قرار داشت.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. محمد زمان یا «محمد زمان بن حاجی یوسف قمی» هنرمند نقاش ایرانی اواخر دورهٔ صفویه بود.

2. سالهای فعالیت وی حدود ۱۶۵۰ تا ۱۶۹۴ یا تا ۱۷۰۱ میلادی است.

3. وی هم‌عصر سه تن از شاهان صفوی، یعنی شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین می‌زیست.

4. شهرت‌اش به خاطر کپی یا تقلیدهای آزادانه از گراورهای فرنگی (اروپایی) و همچنین نقش موثرش در ترویج فرنگی سازی نگارگری ایرانی است، که او به همراه علی قلی جبه‌دار، نمایندگان برجستهٔ این سبک در نیمهٔ دوم قرن هفده میلادی در ایران بودند.

5. شیفتگی مورخان غربی به محمد زمان، بدان سبب است که نقاشی وی به شدت ملهم از نقاشی اروپای مسیحی بود.

6. به نظر می‌رسد که وی نخستین نقاش ایرانی بود که از رنگ و روغن روی بوم برای ترسیم استفاده کرده و پیروان اش پس از وی به این تکنیک روی آورده‌اند.

7. هم‌اینک حداقل ۲۴ اثر با امضای این هنرمند شناخته‌شده، که در سبک‌های متفاوت، در مجموعه‌ها و مرقعات، شاهنامه‌ها و اوراق تک برگی به‌جای مانده‌است.

8. وی به سبب نوآوری و وسعت تاثیر بر دیگران ، یکی از شخصیت های برجسته در تاریخ نقاشی ایران به شمار می آید.

9. محمد زمان فرزند حاج یوسف قمی بود و آثار متعددی با امضای " محمد زمان" ؛ " یا صاحب الزمان"؛ " زمان" و یا بدون امضا از خود به جای گذاشت.

10. به استناد قلمدانی که با رقم " یا صاحب الزمان" و مورخ 1070هـ.ق از او به جای مانده ، می توان وی را نخستین قلمدان نگار ایرانی محسوب کرد. همچنین او از نخستین نقاشان ایرانی بود که به موضوع گل و مرغ پرداخت. 




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. رضا عباسی (درگذشته ۱۰۴۴هـ / ۱۶۳۵ م) مشهورترین نقاش زمان شاه عباس صفوی و فرزند مولانا علی‌اصغر کاشی است.

2. مراوده‌های سیاسی و بازرگانی با کشورهای اروپا، در زمان شاه عباس، موجب رواج نقاشی‌های ایتالیایی در بازار اصفهان شده بود. رقابت دربار صفوی با دربار هنرپرور و با شکوه جهانگیر پادشاه گورکانی یا مغولی هند از یک سو و با دربار امپراتوری عثمانی در دیگر سو نیز سبب دیگری برای توجه به هنرمندان در این زمان بود.  آقا رضا نامی سرآمد همه هنرمندان و نقاشان اصفهان گردید. شاه عباس او را به خود منسوب کرد و از آن پس به نام رضا عباسی مشهور شد

3. رضا عباسی بزرگ ترین نقاش مکتب اصفهان در عهد صفویه است که بدون اغراق می توان گفت مبتکر ترین و خلاق ترین هنرمند این دوران نیز هست .

4. رضا عباسی نقاش را نباید با علیرضا عباسی، هنرمند خوشنویس هم‌زمان او که هر دو در دربار دوران سلطنت شاه عباس بزرگ مشغول به کار بودند، اشتباه کرد.

5. ساختن بناهای متعدد در زمان شاه عباس اول در اصفهان، گونه‌ای تازه از نقاشی را به وجود آورد. پیش از آن در زمان شاه اسماعیل و شاه طهماسب، نقاشان بزرگ چون کمال الدین بهزاد به تصویر کردن کتاب‌های خطی می‌پرداختند. اما در این دوره نقاشی بر روی دیوارها و کشیدن تصاویر بزرگ برای تزیین بناها مرسوم گردید. رضا عباسی در فاصله سال‌های ۱۶۳۹-۱۶۱۸ پرده‌های نقاشی بسیار آفرید که در آن‌ها به جای انبوه درباریان، تنها صورت یک یا دو آدمی زیبا نقش می‌شد. در این تصویرها رنگ آمیزی لباس و صورت و تزئینات و تجملات صحنه درخششی چشم گیر دارد.

6. او شاید در نقاشیهای صحنه پردازی ‏و روایی دوران جوانی اش (آغار مکتب اصفهان  ) بیشتر پیرو مکتب تبریز  2‏بوده است ،  لیکن به زودی درمی یابد که نقاشی تنها تصویرگری کتاب یا صحنه آرایی روایتها و داستانهای کهن یا تزیین دیوار کاخها و خانه های اشرافی نیست ، بلکه می تواند تصویرگر مردم عادی ، پیشه ها ،  حرفه ها و حا لتهای درون گرای زندگانی روزمره نیز باشد ،  بنابراین با گستاخی و جرات تمام در عین حفظ شیوه های طراحی ایرانی که بر اصالت خط  و حرکت در سوهای مختلف فضای اثر ، رنگ یکدست و ناب ، تثبیت اندیشه و غیره استوار بود ،  به تک چهره سازی و تک شخصیت پردازی می آغازد.

7. اما مهارت رضا عباسی، که بیشتر به نقاشی سیاه قلم تمایل داشت، در تصویر طبیعت و حالات روحی و اخلاقی مردم عادی بود.

8. از خصوصیات نقاشیها و تصاویر وی دقت و ملاحظه در کلیه ٔ شؤون زندگی است .

9. و در آغاز ،  همانند اسلاف خود از خطوط نرم ،  سیال ،  خمیده  و منحنیهایی که در سوهای مختلف فضای ذهن حرکت می کنند ،  استفاده می نماید ،  ولی به تدریج به نشان دادن  حا لتهای توجیهی و درون گرا در تک چهره هایش علاقه مند می شود که در مسیر این تحول هنری و به ویژه برای تشدید حالات چهره ها ، از خطوط خشن و راست نیز کمک می گیرد . 

10. مدت کار رضا عباسی از1007 تا 1044 هَ .ق . بوده و او از استاد محمدی متأثر است ولی خود صاحب سبک و ابتکار است .

11. از آثار وی تعداد قابل ملاحظه ای به امضای خود او درموزه های بوستون ، لوور، کتابخانه ٔ ملی پاریس ، متروپولیتن و ارمیتاژ موجود است .

12. تلاش  رضا عباسی بر این بوده که شیوه و سبکی ویژه برای خود ابداع کند که تا آن زمان مورد توجه کسی قرار نگر فته بود ؛ شیوۀ ویژه در طراحی ؛ رنگ آمیزی ؛ کنار گذاشتن برخی زیبایی شناسیهای رایج گذشته و ابداع زیبایی شناسیهای نوین ؛  استفاده از نسبت های نامتعارف در زمان ؛ تصویر گری صفحات دست نوشته ها به روال مرقعات جداگانه؛ تشعیر رنگین تقریبا همۀ نقاشیهاش ؛ ادراکی تازه از شکل ، رنگ ، قلم گیری و طراحی ؛ گزینش طراحی به منزلۀ هنری جدا از نگارگری و تصویر سازی دست نوشته ها ؛ برداشتی نو از فضای تصویری و اهمیت بیش از اندازه به انسان به ویژه در تک چهره ها .

13. رضا عباسی در جهان هنرهای ایرانی نخستین کسی است که تفکر اروپا یی دوران باززایش هنری (رنسانس) را - که معتقد به جدا دانستن شکل و زمینه تا جایی بودند که شکلها را با یک خط ‏دوره گیری ‏محصور می کردند - در کارهای خود اعمال می کند .  آیا او از شیوه ایتا لیایی  دوران باززایشی آگاهی داشته است ؛  منفی است ؛ زیرا اگر چنین بود می بایستی همانند آثار اروپا یی فضای زمینه را با عنصر اصلی نقاشی پیوند می داد و از فضای جغرافیا یی اصفهان برای زیبا تر و دل انگیز تر کردن نقاشیهای خود بهره می جست و کمک می گرفت .

14. رضا عباسی از سفید گذاشتن حاشیه های تصویر بیزار است . او دوست ندارد « ‏تسخیر فضای بیرونی » ‏را با بیرون راندن بخشی از تصویر از قاب نقاشی محقق سازد یا با به دورن کشاندن عناصر بیرونی ، بیرون و دورن را به هم مربوط سازد . او تصویر خود را در فضای دوبعدی ویژۀ تصویر می نگارد ، ولی فضای بیرونی ،  یعنی حاشیه ها را نیز از تصویر طراحی شدۀ پرندگان و موجودات دیگر با رنگی که سبب بهتر دیده شدن محتوای تصویر گردد ، می پوشاند . این ابتکار پس از رضا عباسی سنت نگار گران اصفهان می شود .

15. تک چهره های رضا عباسی ، در عین اینکه بر زمین استوا رند، در حال حرکت بوده ، در فضای اثر معلق و شناورند گویا آنان در راه رفتن پاها را بر زمین نمی گذارند و با گونه ای پرواز عرفانی راه می پیمایند .

16. در تک چهره های او ، حتی اگر تصویر صاحبان قدرت و شاهزادگان باشد ، فروتنی و تواضعی خاص همراه با شکوه و بزرگی دیده می شود .

17. در تصویر زنها، ایستاده یا لمیده ، شرم و حیای ویژه ای وجود دارد که از شاخصه های زنان ایرانی است و کمتر در نقاشیهای دیگر نقاط جهان تصویر شده است .

18. رضا عباسی از خط به همان خوبی استفاده می کند که از رنگ . از بررسی مجموعۀ آثار او چنین استنباط می شود که او طراحی را هنری مستقل و جدا از نقاشی می داند و برای آن اهمیت بسیار زیادی قایل است ، در عین اینکه آن را پایه اصلی نقاشی هم می داند و بنابرین ، از خط برای طراحی شکل ترکیب بند یهایش به گونه ای استفاده نمی کند که برای قلم گیریهایش استفاده می کند . خطوط طراحی در ترکیب بندیهای او ماده و یکنواخت هستند ، در حالی که در طراحی های منفرد از چهره ها و انسانها ، توجیهی هستند و به تقویت محتوای طرح کمک می کند . قلم گیریهای او به گونه ای دیگر و اغلب رنگی هستند . گویا او رنگ و قلم گیری را مکمل و لازم و ملزوم هم می داند .

19. سوق دادن نقاشی که هنری است تجسمی به سوی نگاشتارگرایی ‏(گرافیسم) از ابداع های رضا عباسی است . هنگامی که اروپا و غرب هنوز ادراک و دریافتی از هنر « ‏گرافیک » به مثابۀ هنری مستقل نداشتند و تنها حکاکی (گراوور) را هنری ترسیمی به شمار می آوردند ، رضا عباسی هنری به وجود آورد که ( ترسیمی گرایی - گرا فیسم ) بود . نگاره هایی ترسیمی او الگوهایی نیرومند برای آقا لطفعلی هنرمند دوران زندیان و قاجاریان می شود که با همیاری یاوری « مکتب شیراز 3» را بنیان میگذارد .

20. یکی از کارهای او در موزه ٔ ایران باستان موجود است .




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. این دوره از زمانی آغاز شد که شاه‌ عباس مرکز صفویان را به اصفهان منتقل کرد.

2. در مکتب اصفهان باغ‌‌ها و گل‌ها بسیار زیباتر و پرشکوه‌تر شدند.

3. نقاشی‌های دیواری افزایش یافتند.

4. در این دوره تعداد افراد در نگارگری کاهش یافت.

5. تک‌چهره‌ها افزایش یافتند.

6. افراد در نگارگری لباس فاخر و مجلل داشتند.

7. لباس‌ها بسیار دقیق‌تر طراحی شدند.

8. سر و ریش و موی حالت واقع‌نمایانه‌تری یافتند.

9. تعداد رنگ‌های به‌کاررفته در نقاشی محدود شدند.

10. مهمترین هنرمند مکتب اصفهان رضا عباسی است. معین مصور، محمد یوسف، محمد قاسم، آقا رضا هروی و آقارضا مصور کاشی از نقاشان دیگر این مکتب هستند.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. مکتب قزوین از زمان انتقال پایتخت به قزوین، توسط شاه تهماسب تا دوره انتقال پایتخت توسط شاه عباس به اصفهان ،را شامل می شود.

2. شاه تهماسب صفوی به دلیل حمله ازبکها از سمت شرق، هجوم عثمانی ها از سوی شمال غرب و سرکشی های برادرش مجبور به انتقال پایتخت از تبریز به قزوین شد.

3. شاه طهماسب صفوی حدود سال 962 هجری مركز حكومتی خود را از تبریز به قزوین منتقل می كند و قزوین نزدیك به نیم قرن به عنوان پایتخت باقی می ماند.

4. به هر ترتیب با قطع حمایت دولتی از هنرمندان ، تحولاتی در هنر نگارگری صورت پذیرفت که زمینه را برای ظهور مکتب اصفهان فراهم کرد.

5. در این مکتب، برای نگارگران علاوه بر تصویر حیوانات، پرندگان، گلها و درختان آنچه بیش از همه جالب توجه می کرد، اندام ظریف جوانان، درویشان و کشاورزان است که در تابلوهای آنان، چهره ها غالباً به گونه ای سه رخ تصویر شده و چهره های تمام رخ ابداً در کار نقاشان سبک قزوین دیده نمی شود و هیچ انسانی از پشت سر نیز تصویر نشده است.

6. در آثار مکتب قزوین با توجه به آشنا شدن نقاشان ایرانی با نقاشی غربی، تأثیرات نقاشی غربی مشاهده می‌شود. موضوعات طبیعی و حقیقی در آثار این مکتب وجود دارد. از شدت تزئیتات و ریزه‌کاری‌ها کاسته شد و تصاویر طبیعت و شاهزادگان بیشتر تصویر شد. تک‌چهره‌ها به شدت رواج یافتند.

7.  با شروع مكتب نگارگری قزوین، مصورسازی نسخه های خطی پركار به روش مكتب تبریز، جای خود را به طراحی ها و نقاشیهای تك ورقی می دهد.

8. بیشتر طراحان جوان مكتب قزوین از شاگردان سلطان محمد تبریزی، آقا میرك و مولانا مظفر علی به شمار می‌روند.

9. از نگارگران معروف قزوین استاد محمد قزوینی، صادق بیگ افشار، علی اضغر کاشانی، مراد دیلمی، مولانا میرمصور، مولانا شیخ محمد، کاوس نقاش، عبدالحمید نقاش و رضا طالقانی ملقب به ضیع همایون را می توان نام برد.

10. مکتب قزوین در تمام دوران باقی بودن شاه تهماسب بر قدرت و سپس به سلطنت رسیدن پسرش شاه اسماعیل دوم دوام آورد.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. نظام‌الدین سلطان محمد تبریزی یا عراقی، نگارگر چیره‌دست عهد صفوی (۱۴۷۷ تا ۱۵۵۵ میلادی) نقاش دربار شاه تهماسب صفوی است.

2. سبک نگارگری سلطان محمد، مکتب تبریز (دورۀ دوم) شناخته می‌شود.

3. برجسته‌ترین آثار سلطان محمد در شاهنامه تهماسبی، خمسۀ تهماسبی و دیوان حافظ جلوه‌گر است.

4. سرپرستی صد صفحۀ نخست از شاهنامۀ طهماسبی بر عهدۀ وی بوده است.  پس از او میرمصور و بعد آقامیرك اداره آنرا بعهده گرفتند.

5. معلوم نیست در چه زمانی به دنیا آمده؛ اما آنچه روشن است زادگاه او تبریز بوده است. تبریز از دوره ایلخانان یعنی از آن زمانی كه رشیدالدین فضل‌الله مكتب هنری ربع‌رشیدی را در آن راه انداخت و هنرمندان را در آن گرد آورد، كانون تصویر (نقاشی) و تحریر (خطاطی) و هنرهای وابسته و بطور كلی هنر كتاب‌آرایی بود.

6. او در سال 937 و 939هـ . چند نگاره رقم‌دار به دیوان حافظ سام میرزا- برادر شاه تهماسب- تصویر كرد. از جمله آنها نگاره «جشن عید» و «دودلداه»‌ و «مستی لاهوتی و ناسوتی» است. در دو نگاره جشن عید و مستی لاهوتی و ناسوتی رقم او با عنوان «سلطان محمد عراقی»‌آمده است- منظور از عراق، عراق عجم است كه تبریز نیز در قلمرو جغرافیایی آن بود.

7. همایش بین‌المللی سلطان محمد از 19 تا 22 اردیبهشت‌ماه 1384 در شهرهای تهران و تبریز به همت فرهنگستان هنر و با همكاری استانداری و اداره كل فرهنگ و ارشاد استان آذربایجان شرقی، معاونت سازمان انتشارات فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت امور خارجه ، كمیسیون ملی یونسكو، بنیاد رودكی، سازمان صدا و سیما ( مركز موسیقی و سرود) ، سازمان میراث فرهنگی گردشگری تبریز و دانشگاه هنر اسلامی تبریز برگزار شد.

8. یكی از نگاره‌های این پروژه «معراج پیامبر» از قلموی سلطان محمد تراویده و اوج كمال نگارگری دوره صفوی را نشان می‌دهد.

9. وی با بهره‌گیری از یك قریحة خلاق توانست زبان هنری شرق ایران را با واژگان هنری غرب ایران پیوند دهد و هنری پدید آورد كه ظرافت ،‌كمال و صفا و پروردگی از خصوصیات اصلی آن بود. در آثار او می‌توان از نوعی بذله‌نگری و طنزبینی نیز سراغ گرفت و این بخصوص در نگاره‌های مستی لاهوتی و ناسوتی و دربار كیومرث و كشته‌شدن دیوان بدست طهمورث كاملاً دیده می‌شود.

10. در سال ۹۰۶ قمری، شاه اسماعیل صفوی، تبریز را فتح کرده و بر کارگاه‌های هنری بازمانده از آق قویونلوها استیلا یافت. در این میان سلطان محمد نگارگر نیز به خدمت وی درآمد.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. شاهنامه طهماسبی یا شاهنامه شاه‌طهماسب نسخه‌ای نفیس از شاهنامه فردوسی است که متعلق به سده ۱۰ (قمری) است.

2. شاهنامه شاه‌طهماسب، ۲۵۸ صفحه مینیاتور را شامل می‌شود.

3. در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول، مؤسس دودمان صفوی، توسط برجسته‌ترین نقاشان و خوش‌نویسان عهد صفوی و به خط نستعلیق تهیه شده‌است.

4. متعلق به مکتب تبریز دوم  و صفویه است.

5. تذهیب درخشان و شکوهمند  و تجلید غنی و تراز اول آن را شاخص تر کرده.

6. در كتاب شاهنامه طهماسبی كه دارای 258 مجاله می‌باشد تنها دو تصویر بر‌روی صفحات آن نامه دوتن از نقاشان ذكر شده است كه «میرمصور» و «صور دوست محمد» می‌باشند. و بقیه بودن و امضا نام هستند.

7. از وضع خوب شاهنامه که از تطاول زمان و رطوبت، حشرات و سایر کتابخانه ها بدر برده پیداست برای نگهداری آن توجه زیادی مبذول می شدهاست

8. نیروی انسانی و مواد و مصالح در سرتاسر ایران برای اجرای پروه شاهنامه طهماسبی فراهم شد.

9. نسخه‌ای که بدست ایران رسیده‌است ۱۱۸ نگاره دارد و در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می شود و قرار است توسط فرهنگستان با همکاری موزه هنرهای معاصر تهران منتشر شود. ۷۸ برگ از نگاره ها در اختیار موزه ی متروپولیتن نیویورک قرار داد، یک برگ در اختیار موزه بریتانیا و سه برگ نیز موزه ی هنرهای اسلامی قطر در اختیار دارد. مابقی صفحات در تملک مجموعه داران خصوصی است.

10. در فروردین ۱۳۹۰ برگی از این شاهنامه رکورد فروش آثار هنر اسلامی را شکست و به قیمت ۷٫۴ میلیون پوند در حراجی ساتبیز فروخته شد.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. به دومین دوره از مکتب نگارگری ایرانی تبریز گفته می‌شود.

2. شاه اسماعیل در سال ۹۱۶ هجری قمری بر خاندان شیبانی تسلط یافت و حکومت خاندان صفوی راتشکیل داد. او پایتخت را از هرات به تبریز منتقل کرد و هنرمندان و صنعت گران را از گوشه کنار کشور به آنجا دعوت کرد.

3. شاه اسماعیل صفوی, استاد کمال الدین بهزاد را که در عهد تیموری پرورش یافته بود به تبریز دعوت کرد و او را به سرپرستی گروهی از نقاشان و خوشنویسان، رنگ کاران و صحافان و... برگزید. این گروه حرکت فرهنگی و هنری مکتب تبریز را بوجود آوردند. این شیوه ی نوین، از ترکیب سنت نقاشی تبریز در دوره مغول و مکتب هرات و روش شخصی بهزاد پدید آمد.

4. شاه اسماعیل در سال ۹۰۶ ه.ق پس از شکست دادن آق‌قویونلوها تبریز را به پایتختی برگزید. کتابخانه سلطنتی آق‌قویونلوها در اختیار او قرار گرفت و هنرمندانی که در کتابخانه آق‌قویونلوها کار می کردند به خدمت او در آمدند. شاه اسماعیل آن‌ها را به ادامه کارهای هنری که در دست داشتند، واداشت. یکی از هنرمندان برجسته مکتب ترکمان تبریز، سلطان محمد تبریزی بود که به خدمت شاه اسماعیل درآمد و از این زمان به بعد یکی از پایه‌های محکم مکتب جدیدالتأسیس تبریز دوره صفوی شد.

5. شاه اسماعیل در سال ۹۱۶ ه. ق به هرات حمله برد و آنجا را به تصرف خود درآورد و سنت و دستاوردهای غنی و شکوهمند مکتب هرات دوره تیموری را به ارث برد. او از قرار معلوم بعضی از آثار نفیس و کتب ارزشمند مکتب هرات را به تبریز منتقل کرد

6. شاه اسماعیل سپس فرزند دو ساله خود تهماسب میرزا را همراه یکی از امیران قزلباش، حاکم هرات کرد. تهماسب سپس فرزند دو ساله خود تهماسب میرزا در هرات زیر نظر استادان برجسته به فراگیری نقاشی و خطاطی پرداخت. او پس از گذراندن هشت سال در هرات به تبریز بازگشت و در سال ۹۳۰ ه. ق به سلطنت رسید. ظاهراً او همراه خود شماری از هنرمندان مکتب هرات از جملهکمال‌الدین بهزاد را به تبریز آورد. شاه اسماعیل در سال ۹۲۸ ه. ق فرمان کلانتری کتابخانه را به نام بهزاد صادر و او را سرپرست کتابخانه سلطنتی کرد.

7. شاه تهماسب که شیفته نقاشی و خطاطی بود پس از رسیدن به سلطنت به حمایت از این هنرها پرداخت و هنرمندان زیادی از مکتب هرات و ترکمان را در پروژه‌های شکوهمند کتاب آرایی به کار گرفت و بدین ترتیب آثار مکتب تبریز دوره صفوی پدیدار شد و مکتب تبریز که یکی از مکاتب درخشان هنر نگارگری ایران است شکل نهایی خود را پیدا کرد و آثار شکوهمندی چون شاهنامه شاه تهماسبی وخمسه نظامی شاهی را تولید کرد.

8. هنر این دوران را شاید بتوان اوج اعتلای هنر نگارگری نامید چراکه تمام دستاوردهای دوران پیشین ، در این مکتب قوام یافت و هنری در حد عالی و فوق العاده ظریف را بوجود آورد.

9. یکی از مشخصه‌های نقاشی مکتب تبریز دوران صفوی وجود علامت یا شکلی شبیه میله کوچک قرمزی است که بر روی عمامه‌ها نقش شده است. این علامت و عمامه‌های دوازده ترکی از نشانه‌های شیعیاندوازده امامی طرفدار شیخ صفی الدین اردبیلی بود که در ابتدای دوران صفوی متدوال گردید ولی بعد از وفات شاه طهماسب دیگر در تصاویر دیده نشد.

10. در تمام دوقرن حکومت صفویان تک تک پادشاهان در اعتلای هنر و فرهنگ ایرانی – اسلامی کوشش فراوان کردند و دادن لقب عصر زرین هنر صفوی به این دوره چندان خالی از لطف نیست.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393 توسط زهرا رجبی

1. کمال الدین بهزاد در حدود سال ۱۴۵۵ م در شهر هرات افغانستان چشم به جهان گشود .

2. وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند.

3. در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال ۱۵۰۷ م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول می‌شود و در سال ۱۴۸۷م کتابدار آن می‌گردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی می‌رسد.

4. در سال ۱۵۱۲م اسمیعل صفوی هرات را تصرف می‌نماید و درسال ۱۵۲۰ م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود می‌برد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد می‌دهد.

5. در سال ۱۵۲۴ م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت می‌نشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز می‌گردد. استاد کمال الدین بهزاد در سال ۱۵۳۵ م در شهر هرات وفات نموده و در جوار زیارت سید عبدالله مختار بخاک سپرده شد.

6. نظر به شهرت بهزاد، ط:8.9 قرن‌ها کسان بسیاری کارهای او را تقلید کرده و نامش را بر تصویرهای بیشمار گذاشته‌اند. از اینرو تمیز دادن تصویرهای اصلی او کار دشواری است. این تحقیقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمایشگاه هنر ایرانی در لندن (۱۹۳۱ م.) تا حدی به نتیجه رسیده‌است. اساس اطلاعاتی که از کار او در دست است تصویرهایی است که با امضای اصیل او در نسخه‌ای از بوستان سعدی نقش شده و اینک در کتابخانهٔ ملی قاهره نگهداری می‌شود.

7. شیوهٔ بکار بردن رنگ‌های گوناگون و درخشان تصویرها از حساسیت عمیق بهزاد نسبت به رنگ‌ها حکایت می‌کند. از این تصویرها چنین برمی‌آید که بهزاد بیشتر به رنگ‌های به اصطلاح «سرد» (مایه‌های گوناگون سبز و آبی) تمایل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگ‌های «گرم» (به ویژه نارنجی تند) در کنار آنها، به آنها تعادل بخشیده‌است. تناسب یک یک اجزای هر تصویر با مجموعهٔ آن تصویر شگفت‌انگیز است.

8. شاخه‌های پرشکوفه و نقش کاشی‌ها و فرشهای پرزیور زمینهٔ تصویرها نمودار ذوق تزیینی و ظرافت بی‌حساب بهزاد است.

9. بیش از هر چیز واقع‌بینی اوست که کارهایش را از آثار نقاشان پیش از او متمایز ساخته‌است. این واقع‌بینی به خصوص در تصویرهایی به چشم می‌خورد که صرفاً جنبهٔ درباری ندارد و نشان‌دهندهٔ زندگی عادی و مردم معمولی است.

10. صورت آدم‌ها به صورت عروسک‌وار و یکنواخت نقاشی‌های پیش از بهزاد شبیه نیست. بلکه هر صورتی نمودار شخصیتی است و حرکت و زندگی در آن دیده می‌شود. آدم‌ها در حال استراحت نیز شکل و حالاتی طبیعی دارند.

11. بهزاد اولین نگارگر ایرانی است که به نقاشی تکچره روی آورد.

12. او در آثار خود جایی برای خطاط نمی‌گذاشت و بدین ترتیب نگاره‌هایی مستقل از کتابت به وجود آورد.

13. برخی از شاگردانش، مانند قاسم‌علی و آقا میرک، در کار خود بیش و کم به پای استاد رسیدند.

14. با آنکه در زمان صفویه سبک مینیاتورسازی بار دیگر دچار تحول شد، نزدیک نیم قرن پس از بهزاد نفوذ او در کار نقاشان به چشم می‌خورد.

15. مهاجرت برخی از نقاشان سبب اشاعهٔ سبک بهزاد در هندوستان نیز گردید.

16. نقاشان هراتی سبک بهزاد را به بخارا بردند و آنرا در دربار خاندان شیبانی پرورش دادند. کتابی بنام مهر و مشتری که در ۹۲۶ ه‍. ق. در بخارا استنساخ شده نمودار آن است که سبک بهزاد در بخارا بهتر از تبریز حفظ شده‌است.

17. سلطان حسین میرزا، بهزاد را (مانی ثانی) می نامید.

18. بهزاد را عادت بر این بود که در پای هر پدیدۀ هنر نقاشی اش امضا می کرد.

19. بیشتر نقاشی های بی همتای استاد کمال الدین بهزاد تصویر صحنه هایی از کتاب های معتبر ادب فارسی را تشکیل می دهد.

20. وی از جمله معدود هنرمندانیست که در دوران حیاتش دارای شهرت گشته.




طبقه بندی: مطالب آموزشی دکترای هنر، 
(تعداد کل صفحات:26)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ